النا آآآم می خوره
نفس مامانی شما خیلییی غذا خوردن رو دوست داری
*از 18 آذر یعنی 6 ماه و 2 روزگی سوپ رو با آب بوقلمون برات شروع کردم الان سوپ بوقلمون و ماهیچه می خوری...مرغ خیلی بهت نساخت. این اولین سوپته..البته از دفعه های بعد پیاز توش حذف شد!

* از وقتی جعفری تو سوپت ریختم آنچنان لبتو موقع غذا می مکی انگار آبنباته..خیلی سوپ با جعفری رو دوست داری.
*قدت شده 70 سانت مامان جون. الان 8 کیلو و نیم هستی..عاشق اون قد و بالاته مامانت عشق من.
* یه هفته بعد از تولد 6 ماهگی خونه خاله زهره برات تولد گرفتیم.اینم کیکت:

* این روزا روزای مهمی برای خانواده کوچیک ماست. بابایی داره شغلشو عوض می کنه...خودت شاید ندونی ولی از وقتی به دنیا اومدی برکت وجودت نعمت خونه ما رو زیاد کرده...برا بابایی دعا کن تصمیم درستی گرفته باشه.
* مامان هم می خواد دیگه کم کم به خودش برسه...قراره هفته ای 3 روز برم خونه مامان بزرگ و کلاس یوگا و شاید هم زبان رو دوباره شروع کنم. دندونام رو باید درست کنم و خلاصه به خودم برسم تا مامان سرحالی واسه تو باشم عشق من.


النا آآآم می خوره
