الناالنا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه سن داره

Elena my little angle

هفته 22

1391/11/26 22:04
نویسنده : سالومه
224 بازدید
اشتراک گذاری

دختر خوشگل من 

این روزها مامانت رو احساساتی کردی و کم کم منتظر و اماده اومدنت شدم...یه حسای جالبی رو توم داری به وجود می یاری...ازت ممنونم که من رو به عنوان مادرت انتخاب کردی و امیدوارم لیاقت مادر شدن رو واقعا داشته باشم.

نمی دونم شاید 10 سال صبر کردن برای بچه دار شدن + این 9 ماه واقعا برای مادر تو لازم بوده..من کوچیکترین بچه خونواده و تنها دخترم...توی یه خانواده 6 نفری پر از بالا و پایین و هیچوقت دوست نداشتم سختی های عاطفی ای که مامان بزرگت کشیده رو بکشم..فکر می کردم همیشه اگه یه روزی مادر شم از خدا یه دختر می خوام...ولی خیلی هم مطمئن نبودم که اصلا هرگز دلم واقعا بخواد مادر شم.

ولی خب خداوند حکمتی داره که وقتی یه میوه می رسه دیگه از درخت می یفته و منم خوشحالم که میوه احساس مادریم رو زودتر از موقع از درخت نچیدم و درسته که الان 32 ساله هستم و با شما اختلاف سنی زیادی دارم ولی واقعا از ته دلم تو رو می خوام و آماده این مسئولیت و همه پیامدهای بچه داشتن هستم...

البته اینها همه مسائل منه و پدر تو یه فرشته است که با آغوش باز و قلب باز از سال ها پیش همیشه دوست داشته تو زودتر بیاد...می دونم که همونطور که من عاشق اون قلب مثل شیشه اش شدم تو هم به داشتن چنین بابای بی نظیری افتخار می کنی و عاشقش می شی...

می تونم پیش بینی کنم که یه دختر نازنازی بابایی می شی چون همین الانش هم به محض شنیدن صداش تکون می خوری!

این روزا بابای گل شما کلی فشار روشه...من که سرکار نمی رم و توی این وضعیت اقتصادی همه چیز رو خودش تنها به دوش می کشه...بهترین، بهترین و بهترین سیسمونی رو برای شما داره می خره و با عشق هم می خره...از من و تو مراقبت می کنه...می دونی هم که مامانت چقدر نازنازی یه!!! خلاصه نمی ذاره آب توی دل من تکون بخوره و حاملگی من رو به یکی از آروم ترین و بی دغدغه ترین دوران زندگی مون تبدیل کرده..

امیدورام تو به سلامتی به دنیل بیایی و با لبخندهات همه خستگی رو از تنش در بیاریقلب

راستی تو این 2 هفته که برات ننوشته بودم رفتیم سونوگرافی و شما رو توی 20 هفته و 4 روزگیت دیدیم..

ماشالا ماشالا دخترم...عجب از قدرت خداوند...یه انسان کامل بودی...زیبا..چونه تیز، چشمای درشت، دست و پاهای خوردنی و می دونی دیدمت واقعا دیگه عاشقت شدماز خود راضی دکتر گفت که رشد استخوان های پاهات 2 هفته از سنت بیشتره...خلاصه دختر قد بلندم همه کلسیم های بدن مامانی رو خوردی و کلی بلند بالا شدی ها....دوست دارم مامانی

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

سمیرا،مامان آریامهر
29 بهمن 91 10:45
سلام عزیزم آریامهر توی مسابقه ی زیبایی شرکت کرده و برای برنده شدن به رای همه نیاز داره . اینم آدرس وبلاگ http://shahrekhatere.niniweblog.com/post10.php لطفا بهش رای بدین . آریامهر عبداله زاده کد 509
ندا
8 اسفند 91 18:35
انشاالله زیر سایه پدر مادر وبا آرامش وبا لطف خدا الناجون بزرگ بشه