الناالنا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه سن داره

Elena my little angle

7 روز تا یکسالگی تو

فرشته کوچولوی من روز شماری می کنم برای تولدت 1 ساله که بشی دیگه رسما از دنیای نی نی ها در می یای و خانومی می شی واسه خودت خوشگلم این روزا فهم و درک و توانایی هات روز به روز داره شکوفاتر می شه و شیرین تر و دوست داشتنی تر می شی خاطرات پارسال وبلاگ رو که می خونم اشک از چشمام جاری می شه چه روزایی بود اون روزا، پارسال همین موقع ها ، اونهمه بیم و امید و انتظار ، اونهمه علامت سئوال، چقدر شک داشتم به خودم و تواناییم در بزرگ کردن تو این روزا ولی مامانی شدم با اعتماد به نفس..یکسال با تو بودم و کلی با هم بالا و پایین شدیم، کلی سختی به خاطر آلرژی تو کشیدیم ، سال عجیب و غریبی برای من و بابایی هم بود  اما سربلند...
10 خرداد 1393

10 روز تا یکسالگی

دختر زیبای من  عشق مامان هفته دیگه 1 ساله می شی کلییییییی کارای بامزه می کنی و فوق العاده شیرین شدی عزیزم *یکشنبه 7 اردیبهشت خونه خاله شقایق دندون پنجمت از بالا سمت راست جوونه زد..دو سه روز بعدش هم دندون ششمت دراومد عشق من *خیلی کلمات رو می گی: بده- بیا- می می!! -به به - صدای حیوانات: بع بع-ماو- هاپ هاپ-جیک جیک -قور قور- رفت-آب- آب بده- بابا- مامان-بای بای-ذالی *قدت 80 سانت و وزنت 10 کیلو شده *به سرعت چهار دست و پا می ری و اکثر اوقات دستت رو به وسائل خونه می گیری بلند می شی *مدام لباس منو می کشی پایین و می گی بده!!!!!! *کلی چیزای خوشمزه می خوری زردچوبه و پیاز و رب به غذات اضافه کردم و می تون...
5 خرداد 1393

النا 10-11 ماهگی

نازنین دختر من خیلی وقته نشده برات بنویسم اما تازگی ها کلی گل کاشتی و خواستم بیام اینجا و برات ثبتشون کنم   * روز 28 فروردین 2 تا دندون های پیش بالات در یک حرکت انتحاری باهم جوونه زدن. الان سمت راستی کاملا لثه رو شکافته اما سمت چپی یه نقطه است هنوز.   * روز 19 فروردین برای اولین بار با هواپیما سفر کردی. رفتیم اهواز یک هفته خونه خاله منیر اینا. خوش گذشت بهمون. شما رفت و برگشت موقع پرواز در حال شیر خوردن خواب بودی. خیلی آروم و گل بودی و مامان رو اذیت نکردی.   * حرفه ای شدی توی چهار دست و پا و بدوبدو همه جا می ری. دستت رو می گیری به بلندی ها و یه ضرب از جات بلند می شی...بدون کمک چند ثانیه هم می ایستی. &n...
1 ارديبهشت 1393

چهاردست و پا رفتنت مباررررررک!!

*نفس مامان شما شب دوشنبه 28 بهمن برای اولین بارچند قدم چهار دست و پا رفتی   این کار رو بعد از 2-3 ماه تمرین انجام دادی که البته من فکر می کنم اگر بیشتر روی زمین می ذاشتمت زودتر هم راه می یفتادی چون خیلی وقت بود روی دست و پاهات می ایستادی و می خواستی بری جلو   مامان خیلیییییییییی خوشحاله از اینکه شما بالاخره راه افتادی عسلکم   ...
3 اسفند 1392

تولد 8 ماهگیت مبارک

النای شیرینم دختر نازنینم   فرشته کوچولویی که خدا مثل یه گل زیبا دستچینت کرد و توی دامن من گذاشتت تا زندگیم رو معطر و شاداب کنی   تو وارد نهمین ماه زندگیت شدی و یه دنیا شادی و خنده و شیطنت رو به خونه مون آوردی آنقدر شیطون و بلا و پر انرژی هستی که گاهی کم می یارم جلوت واقعا!!!!!! کارهایی که می کنی:   *برای غذا گررررررررررررررررررریه می کنی شیکموی من  یه کاسه غذا می خوری ولی وقتی تموم بشه آییییی گریه می کنی هاااااا    به محض اینکه ظرف غذا رو از روی میز غذات اونور تر می برم با نگرانی نگام می کنی بعد چشات پر از اشک می شه..حالا من باید توضیح بدم کلی که نه عزیزم گریه نکن ؛ آخه دختر...
21 بهمن 1392

دندون دومت هم دراومد

خوشگلممممممممممممممممم   دیروز 9 دی ماه با فاصله 4 روز از دندون اولت دومین دندونت پایین سمت چپ دراومد دیروز همش بداخلاق بودی ..مامان اشرف جوونت عصری بردت طلافروشی و برات یه دستبند خوششششگل خرید که خیلی به دست تپلت می یاد نفس مامااااااانی   خلاصه اومدیم خونه داشتیم روی تخت تمرین چهاردست و پا می کردیم که یهو چشمم به مروارید خوشگلت افتاد دست زدم دیدم بعلهههههههههههههههه دراومدهههههههههه   مبارکت باشه خوشگل من...فردا می خوام آش دندونی برات بپزم عسلم خیلی دوست دارم ...
10 دی 1392

اولین مرواریدت در اومد!

گل دختر مامان   چه روزای خوبی یه این روزا داری به سرعت بزرگ می شی...روز به روز رشد می کنی...بیشتر می فهمی و بیشتر می خندی عزیزم   مهمترین اتفاق این روزا دراومدن اولین دندون مرواریدیت روز پنج شنبه 5 در ماه 1392 بعد از 1 هفته بی تابی و بی خوابی و کسالت بود   آب دهنت کماکان روونه و شبا بد می خوابی...عزیزم چه دردی داره این دندون درآوردن.امیدورام جنس دندونات خوب باشه و خوب هم ازشون مراقبت کنی نازنینم   تو یه هفته اخیر مدام سعی می کنی حرف بزنی...آبه --گا--آگوون--با با---م م---غغغغغغغ---خخخخخخخخخ---گگگگگگ بیشترین چیزایی که می گی   مدام هوا رو از دهنت پوف می کنی بیرون ومی خندی   ...
7 دی 1392