اولین تکون النا
مامان قربون تو بشه که بالاخره روز 11 بهمن یعنی درست اولین روز از هفته 20 به وجود اومدنت به معنای واقعی تکون خوردی... از 20 روز پیش که دکتر بودم و صدای قلبت رو شنیدم همش منتظر اولین تکون هات بودم...قبلا یه ضربه های دردناکی رو توی شکمم حس می کردم ولی چند وقت بود که ساکت و آروم بودی و بی خبر بودم ازت... 3-4 روز بود که دیگه واقعا نگران شده بودم...از هفته پیش که به خاطر آلودگی هوای تهران با مامان اشرف اومدیم شمال دیگه واقعا روزشماری می کردم برای تکون خوردن هات ولی دریغ دخترم از یه حرکت که دل مامانت خوش شه به خاطرش خلاصه پریروز به مامان اشرف گفتم که ببین دیگه اینطوری نمی شه و باید بریم یه دکتر زنان تا من صدای قلب این بچه رو بشنوم و...
نویسنده :
سالومه
0:04


